حرف های به یادماندنی هوگو چاوز!

  چاوز و رد نکردن تعارف یک کودک

هوگو چاوز در مراسم اعطای اعتبار به بخش های دانشگاهی ونزوئلا که در فقیر ترین منطقه شهر کاراکاس و با حضور مردم منطقه، مسوولین کشور و میهمانان بین المللی برگزار می شد، به ناگاه متوجه تلاش یک کودک برای نزدیک شدن به جایگاه سخنرانی می شود که با ممانعت مسولین مراسم نمی تواند خود را به جایگاه برساند. وی فورا سخنرانی را قطع می نماید و از مسوولین می خواهد کودک را به جایگاه راهنمائی کنند. چند لحظه بعد کودک که نامه ای در دست دارد در آغوش چاوز جای می گیرد. چاوز سعی می کند با سوالاتی مانند اسمت چیست و چند سال داری کودک را به حرف در بیاورد که به خاطر اینکه کودک مشغول خوردن بیسکویت است فایده ای ندارد. به ناگاه چاوز از کودک می پرسد چی برای من آورده ای که کودک در جواب می گوید بیسکویت. چاوز هم می گوید خب به من بیسکویت بده غافل از اینکه تنها بیسکویتی که کودک همراه دارد همان است که در دهان دارد. کودک در پاسخ به رئیس جمهور ونزوئلا و در جلوی دوربین هائی که مراسم را به طور زنده از تمام کانال های تلویزیونی ونزوئلا پخش می کنند دست در دهان می برد و بخشی از غذای جویده شده را از دهان در می آورد و به چاوز تعارف می کند. در کمال بهت حاضرین چاوز تعارف کودک را رد نمی کند و لقمه از دهان در آورده شده کودک را می خورد و تحسین حاضرین را بر می انگیزد. چاوز در همان حال سخنرانی را که در مورد بلا های نظام سرمایه داری بود را ادامه می دهد و تاکید می کند در نظام سرمایه داری هیچ کس به فکر دیگری نیست در صورتی که در دیگر نظام های انسانی مردم حاضرند دارائی های خود را با دیگران نیز تقسیم کنندمانند همین کودک که حاضر شد حتی غذای در دهان خود را با دیگری تقسیم نماید.

/ 2 نظر / 13 بازدید
مشاوره رایگان کارشناسی ارشد فراگیر

با سلام تاریخ ثبت نام کنکور کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور در 14 مهر ماه ( همین ماه ) است موفق باشید و به امید قبولی شما در آزمون پیش رو ( به دوستانتان هم اطلاع بدهید تا جا نمونند) ما مشاوره رایگان هم در زمینه کنکور کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور میدیم دوست داشتید به آدرس راهنمای سایت مراجعه کنید آدرس راهنمای سایت pnuo.ir در صورت تمایل ما را با نام " مشاوره رایگان کنکور ارشد فراگیر" لینک نمایید تا بازدید کنندگان شما نیز از خدمات ما استفاده نمایند موفق و موید باشید همیشه آنلاین

خشایار

من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…!اگر نتوانستم سکوت میکنم….