دمی با من باش تا هوایت دگر شود

 ........ چو ایستاده ای دست افتاده گیر.........

 

/ 32 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
raha

برخی آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هر گز یاد نمی گرفتیم... (خسرو کشیبایی)

السا

زنـدگـی بـایـد کرد! گاه با یک گل سرخ گاه با یـک دل تنـگ گاه با سوسوی امیدی کمرنگ زنـدگـی باید کرد! گــاه بــا غــزلـــی از احـــســاس گاه با خوشه ای از عطر گل یاس زنـدگـی باید کرد! گاه با نــاب تـریـن شــعــر زمــان گاه با ساده ترین قصه یک انسان زنـدگـی باید کرد! گاه با سـایـه ابــری سـرگـردان گاه با هـاله ای از سـوز پـنـهــان گـاه بـایـد روئیـد از پـس آن بـاران گـاه بـایـد خندید بر غمی بی پایان لحظه هایت بی غم روزگارت آرام

مرضیه

خیلی کم پیدا شدید حسین آقا. امیدوارم اوضاع بر وفق مراد باشه.

انسان

سلام پسر گلم...مدتی نیستی ..[گل]هر جا هستی خدا پشت وپناهت

salam

سلام متشکرم که سر زدید یادگاری گذاشتید موفق باشید [لبخند][گل][لبخند]

mahsa ghetani

سلام بیا وبم و آخرین پستم رو بخون و کپی کن

السا

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ …! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ' ﺯﻫﺮ' ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ' ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ', ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ... حکایت ما آدمها همین است....