Zeus-God of the Skies

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
نویسنده : HOSSEIN EMRAHI - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٠
 

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

 آبی که برآسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

 از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

این دیده از آن روست که خونابه فشان است

 دردا و دیغا که در این بازی خونین

بازیچه ی ایام دل آدمیان است


 ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی

دردی ست درین سینه که همزاد جهان است

 از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند

یا رب چقدر فاصله ی دست و زبان است

 خون می چکد از دیده در این کنج صبوری

این صبر که من می کنم افشردن جان است

 از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود

گنجی ست که اندر قدم راهروان است