Zeus-God of the Skies

آدم ها
نویسنده : HOSSEIN EMRAHI - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳٠
 

 میگه هر چی میکشم از دست این ادمها میکشم

میگه خسته شدم از یطرفه بودن ارتباطات ادمها

میگه این ادمهای دور وبرم دوستان و اشنایان دارند با اینده و زندگیم بازی میکنند..... ونمیزارند رشته مورد علاقه مو بخونم.

میگه ادمها دارند تو زندگی کوچیک دونفرمون دخالت میکنن و نمیزارن خوش باشیم و من مدام ازار واذیتشونو تحمل میکنم. 

میگه تنهام .خدایا .یه ادم بفرست فقط گوش کنه به حرفام

میگه ادمها که محبت نمیکنند. میخوام یه ربات بسازم. هم بحرفام گوش کنه هم محبت کنه هم دوسم داشته باشه هم برام غصه بخوره

میگه بخاطر اون  دوستم  از فلانی گذاشتم تا اون ادم به اون ادم برسه .....

میگه اون ادمه رودیدی. چه کلاسی داشت .چه خودشو گرفته بود .چه ماشین وزندگی داشت من میشناسمش امارشو دارم بیا ببین یه شبه چه جوری بارشو بست .....تازه به دوران رسیده ...

میگه ...فلان ادم پشت میز ریاست نشسته بود. رفیق بچگی هاش که من باشم رو فراموش کرده بود .یادش رفته بود بچه که بود بخاطر بازی ندادن فوتبال .چه التما س و خواهشی میکرد

میگه این ادمه رو مغزمه بزار یه گوشمالی حسابی بکنمش تا بفهمه با کی طرفه

میگه امان از ادمها

میگه ....شیطان گفته ادمی هست تامن بهش سجده کنم

میگه ...امان از ادم امان از حوا بخاطر یه سیب ما الان اینجوری حیرون وسیرون باشیم بخاطر این ادم


میدانی چیست ...ادم از ادم ضربه میخورد ادم از ادم محبت میبیند ادم از ادم سیر میشود ادم از ادم تنها میشود ادم از ادم حرف میشنود ادم از ادم نارو میخورد ادم از ادم ....

میبینی ادمهاراحت دل میشکنند راحت ادم را تنها میگذارند راحت فخر میفروشند راحت دروغ میگویند راحت مانع میشوند سد کرج میشوند ...دیوار میشوند پلها را خراب میکنند راحت مرگ یک نفررا ارزو میکنند .....راحت رفیق میفروشند ادم میکشند نفرین میکنند .....داد میزنند تهمت میزنند ...ادم را اواره بیمارستان میکنند پدر ومادرها را روانه سالمندان ادمها از وطن خسته میشوند مهاجرت میکنند بیزار از خویشاوندی میشوند روانه شهر دیگری میشوند برای کمک نکردن به یک محتاج .ایفون تصویری میگذارند تادر را باز نکنند .ادمها تلفن های شماره انداز میگذارند تا طلبکار بدبخت بود برندارند ادمها صاحبخانه میشوند خون مستاجران را  لیتر لیتر در شیشه میکنند وخونبهای خانه نقلیشان را میگیرند ..ادمها, ادمها را نردبان میکنند ..

ولی میدانی چیست.....

ادمها تن های تنهایی هستند که خودشان دلشکسته اند ..پس رفیق زیاد ....دلگیر از ادمها نباش که خودشان تنهایی عظیمی دارند وقتی به انها نزدیک نزدیک شوی شیشه های شکسته دلشان را میبینی حتی دست و پاها وصورت های زخمیشان را. زیاد به رنگ ماشین همسایه تان که تازه از خارج امده دل نبند زیاد حسرت کلاس کنکور چند میلیونی کنار دستی ات را نخور زیاد از دوستت که یه تک نمیزند ..ناراحت نباش که اگر تورا تنها میگذرانند مطمین باش یک روز یک ادم او را تنها گذاشته است .پس تو سنت شکن باش وزنجیر بی محبتی را پاره کن ...ادم خیلی تنهاست وقت کردی یه زنگ نه ..یک تک زنگ نه یک اس باور کن رفیق جبران را بیخیال  ادمها فراموشکارند .

بی پروا برای دل خودت محبت کن.